X
تبلیغات
رایتل

با من بمان
جهان اهنگ او دارد.تصمیم تو چیست؟قدم در راه گذاشته ای

سلام

تو پست قبلی گفتم که ناراحت شدم از اقای همسر و بهش تیکه انداختم

شب که تنهایی تو اتاق دوران مجردیم خوابیدم و به روی خودمم نیاوردم

اقایون هم هم ساعت ۱۰ شب رفتن گردش به طرف باغ داییم تو یه منطقه کوهستانی که ۵۰-۶۰ کیلومتری فاصله اش بود و میخواستن صبحانه کله پاچه بخورن

تمام کاراشم همون پسرخاله مجرده کرد

خلاصه ما که شب خوابیدیم

صبح گیجه خواب بودم که دیدم در باز شدو اقای همسر اومد تو اتاق و با نیش تا بنا گوش باز

فکر کردم خواب میبینم ولی دیدم نه مثله اینکه حقیقته

منم که دست به قهرم عالیه

دوباره خودمو زدم به خواب

که دیدم اقای همسر داره قلقلکم میده که من به خاطره تو اومدم صبح به این زودی

حالا تو میخوای قهر باشی

گفتم بقیه کجان؟؟؟

گفت نیومدن و هنوز اونجان .من که مثله اونا نیستم میخواستم دله تورو هم به دست بیارم

من:

خلاصه بگی نگی اشتی کردیمو ظهر هم دو نفری رفتین کباب کوبیده هارو رو حیاط درست کردیمو کلی حرف زدیم

....

راستی یادم رفت بگم

من موهامو کوتاهه کوتاه کردم

الان هموجور راحتم خدارو شکر اقای همسر هم خوشش اومد



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1389 توسط maryam
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20