X
تبلیغات
رایتل

با من بمان
جهان اهنگ او دارد.تصمیم تو چیست؟قدم در راه گذاشته ای

سلام

عزاداریاتون قبول باشه

امیدوارم بعد اون عزاداریا روح و قلب صافی به دست اورده باشین

من تقریبا چنین حسی دارم

شب و روز تاسوعا که ما خونه بی بی من بودیم چون هر سال نذری میده و ما هم میریم تا کمک ناچیزی بکنیم که اگه ازمون بر بیاد همگی باهم انجام بدیم

و شب عاشورا هم رفتیم تکیه

صبح عاشورا هم عزم خونه مادرشوهر کردیم که اقای همسر گفت زود اماده شو که اونا میخوان برن خارج شهر واسه عزاداری که ما هم بهشون برسیم

حالا من هنوز میخواستم حموم برم و اقای همسر همون صبح یادش اومده اینو به من بگه

گفتم من کلی کار دارم فکر نکنم بهشون برسیم

که قضیه منتفی شد و نتیجه این شد که ما خودمون جدا رفتیم هیئت ها رو دیدم و نهار هم بیرون خوردیم

تا مادرشوهر جان بیان و عزتی سر ما بگذارند

عصر هم باز شام غریبان رفتیم یه امامزاده وسط شهر که اونم خوب بود 

روز جمعه  مادرشوهر قضیه تغییر شغل همسری رو پیش کشید و من هم که مخالف بودم کلا بعد از لطف دوباره از جانب برادرشوهر و زنش مبنی بر منت شون که هر چی دارین از ما دارین و باید دائم دسبوس ما باشین

موافقت خودمو اعلام کردم و دلیلشم اوردم و گفتم همه چیو

و حالا قرار بر این شده که عزممون رو جذب کنیم واسه تغییر شغل همسری ولطف خدا رو مطلبیم

روز جمعه هم راه افتادیم به طرف جهنم مون

و الانم در جهنم غربتیم




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آذر‌ماه سال 1389 توسط maryam
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20